تبلیغات
صحبت

صحبت
توی دنیای ما هرکسی اثری نو از خودش به جا بذاره خلاق و هنرمنده ؛ حتی اگه فقط از نگاه خودش خوب و خواستنی باشه

دیوانه کننده است . انسان را می گویم .

وقتی به خودمان نگاه می کنم ، باورم نمیشود هنوز دیوانه نشده ام . گاهی به طبیعت که می نگرم رو به ایینه می ایستم وفریاد می زنم ، انسان از کدام نقطه این طبیعت سر در اورد ؟ کدامین اتم نقطه اغازین ما بود ؟ کدامین صدا نخستین اوای تار های صوتی ما را شکل داد ؟

انسان یا به کل ابله است یا نادان . بدین خاطر که یا سر خودش کلک زده که پرسش چگونگی به وجود امدن هستیش را باید پشت گوش اندازد که در نتیجه ابله است ، یا ان قدر نادان است که هنوز نتوانسته پاسخی صحیح بیابد .

این انسان ابله یا نادان ، تاکنون هرچه بدست اورده هنوز بر سرش بحث ها می توان کرد ؛ پس هیچ چیز را نتوانسته ثابت کند . مثال : کشمکش تاریخی میان تفکر دو دسته انسان هنوز که هنوز است ادامه دارد . عده ای می گویند که انسان در میان کائنات رها شده است ، عده ای دیگر برای جهان خدایی قائل می شوند . فعالیت های هر دسته فقط معطوف است به تلاش و کوشش هایی برای رسیدن به پاسخ نهایی. اما هیچ کدام کارشان را بلد نیستند . چرا که نمی توانند به کل ، ان را ثابت کنند . عده ای که می گوید خدا هست ، حریفانشان این طور به ان ها جواب می دهند : پس خدای شما از کجا امد؟ . و عده ای که می گوید خدا نیست ، حریفانشان متذکر می شوند : پس ان انفجار بزرگ اولیه در کائنات به وسیله چه کسی رخ داد ؟

موضوع فاجعه است . فاجعه ای عظیم در ورای زندگی روزمره انسان . در پس چای خوردن ها و بگو بخند ها و عشق ها و شادی ها و نفرت های انسانی مفهومی بس وحشتناک نهفته که زندگی را می تواند به تونلی تاریک یا سرزمینی روشن تبدیل کند . این مفهوم ان قدر وحشتناک است که بسیار ی به خاطرش خودکشی کرده اند از جمله هدایت و همچنین بسیاری در پی ان ، به همان سرزمین نورانی رسیده اند.

سئوال این جاست که معیار هر کدام از انان چه بوده ؟ بر اساس چه معیاری به تونل تاریک و یا سرزمین روشن رسیده اند ؟ در نظرم پاسخ روشن است : معیار، عقل هر انسان است .

سغراط متذکر می شد که اگر انسان عقل را معیار قرار دهد ،  بر اساس ان می تواند به فضیلت ها برسد . اما پرسش این جاست که چه طور برخی با معیار قرار دادن عقل خویش ، به فضیلت های در نظر سغراط نرسیده اند ؟ پس ایا باید گفت انان عقل نداشتند ؟ ناعادلانه است .

این جاست که کانت المانی پا به صحنه می گذارد ، شاعرانه دست من و تو را می گیرد و لبخند می زند ، سپس میکروفون را جلوی صورتش قرار می دهد و می گوید :

همه می دانیم که به وسیله عقل ، نه می توانیم خدا را ثابت و نه رد کنیم . پس معیار چه می تواند باشد ؟ برای رسیدن به یک نظریه مطلق راه را چگونه باید رفت ؟

« از ان جا که عقل ما به سان یک عینک افتابی بر روی چشممان است ، نمی توانیم اطمینان یابیم که ان چه عقل برای ما از جهان پیرامونش تفسیر و تحلیل می کند به راستی همان حقیقت است . منظور این است که شاید این عقل ماست که به طور دلبخواهی حقیقت را به شکلی دراورده تا برای ما قابل درک باشد .

عقل همه ما به مرور زمان عادت می کند که به دنبال هر معلولی علتی بگردد . اگر توپی را جلوی یک بچه 5 ماهه بیاندازی دنبال ان نیست که بفهمد ان توپ را چه کسی انداخته . ولی همین کودک به سن 5 سالگی که رسید اگر توپی جلویش بیافتد می گردد تا ببیند چه کسی علت انداختن ان توپ است . پس این زمان است که علت و معلول را به مرور در ذهن ما جا می اندازد. پس این ماییم که عادت کردیم که برای این جهان دنبال علت باشیم .

پس به این نتیجه می رسیم که از راه عقل نمی توانیم خدا را ثابت کنیم . چرا که ما نیز جزئی از همان توپی هستیم که کسی ان را انداخته و یا خود به خود انداخته شده. پس اما معیار رسیدن به سرزمین نورانی چه می تواند باشد ؟

معیار ، موازین اخلاقی درون ماست .

بر اساس موازین اخلاقی درون ، خدایی هست که در پس لحظه های ما زندگی ما را شکل داده است . همچنین همه ما دوست داریم با کودکان خوش اخلاق باشیم . کسی برایمان به طور عقلی ثابت نکرده که باید با کودک خوش اخلاق باشیم یا نباشم . اما این میل درونی ماست که از موازین اخلاقی وجودمان سرچشمه می گیرد و بی اختیار ما را امر به مهربانی با کودک می کند. »

این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود / هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار

اما اکنون پرسشی که بسیار مرا آزار می دهد این است که اگر خدا می خواست ما بر طبق موازین اخلاقی به او برسیم ، پس چرا چیزی به نام عقل برای ما گذاشت که بخواهیم از راه ان ، این همه استدلال های بی اساس برای اثبات یا رد وجوش بیاوریم ؟

به راستی عقل برای چیست ؟

 




طبقه بندی: متن و دل نوشته،
[ جمعه 6 اردیبهشت 1392 ] [ 09:06 ب.ظ ] [ امین پاک پرور ]
درباره وبلاگ

اینجا صفحه هنره ...
اینجا ، صفحه ایه که ما در اون می نویسیم ، می سراییم و می سازیم ؛ هدف مان هیچ چیز نیست جز بهترشدن و خلق یک اثر خوب و خواستنی . در این راه از ایده های دوستان و عالاقه مندان نیز بهره مند می شویم .

امین ، عرفان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :